مصاحبه هفته نامه صدای آزادی با رضا جمشیدی

10171255479974290383.png

1-از خودتان بگویید ؟

رضا جمشیدی هستم از سرپل زهاب،شهری که هنر و بویژه شعر با حیات مردمانش گره خورده و تاریخچه روشنی از هنر دارد.دو مجموعه شعر کوردیم بنامهای«یی داوان هه­ساره»و«دواره چیوزه د­ه­یم» در کنار چند کتاب پژوهشیم چاپ شده است و در آینده نیز دو مجموعه دیگرم را هم تقدیم علاقمندان خواهم کرد.

2-جایگاه شعر امروز کوردی کلهری کجاست؟

واقعیت اینست که شعر کوردی کلهری در دهه گذشته رشد بسیار خوبی داشته است چه از نظر چاپ کتاب و چه از نظر کیفیت.حتی بسیاری از شاعران از وضعیت هجایی این شعر گذر کرده اند و به وزن روی آورده اند.اما برای حیات این زبان و ادبیات غنیش متاسفانه انگیزه ای وجود ندارد و این معضلیست که زبان کوردی کلهری با آن مواجه هست.کرمانشاه بعنوان مرکز این زبان،حتی یک برنامه مختص به ادبیات کلهری ندارد در حالیکه سه سال است در تقویم سالانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ،برگزاری همایش شعر کوردی کلهری در اسفند ماه قید شده است.مسئولان ما هیچ انگیزه ای برای حفظ و رشد این زبان ندارند در حالیکه در قانون اساسی  بر حفظ زبانهای محلی و بومی  تاکید شده است و در اصل 15 قانون اساسی چنین آمده:« استفاده‏ از زبانهاي‏ محلي‏ و قومي‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ هاي‏ گروهي‏ و تدريس‏ ادبيات‏ آنها در مدارس‏، در كنار زبان‏ فارسي‏ آزاد است».

اما می بینیم که حتی برای مجوز دو زبانه شدن مطبوعاتمان هم که می تواند نگاهها را به سمت ظرفیتهای قانون اساسی معطوف کند و خیلی از نقشه های آنسوی مرزها را نقش بر آب کند ،با مشکل مواجه هستیم.شما اگر نگاهی به شبکه های محلی ایلام و اردبیل داشته باشید می بینید که80درصد برنامه هایشان به زبان محلی است حتی در ایلام،اخبار و میزگردهای علمی و حتی سخنرانی بسیاری از روحانیون و مسئولین با زبان کوردی انجام می شود و ادبیات جایگاه ویژه ای در برنامه شبکه استانی ایلام دارد در حالیکه در شبکه زاگرس عملا چیزی بنام زبان کوردی کلهری مشاهده نمی شود .با این وجود اگر در برنامه ای بخصوص در مرکز استان،شاعری شعر کوردی کلهری می خواند همه با تعجب نگاهش می کنند انگار یک اتفاق عجیبی افتاده است.خوب وقتی نگاه مسئولین استان که خوشبختانه مدیر کل اداره ارشاد آن خودش از بطن این زبان برخاسته،هیچ برنامه ای برای ارتقا و حتی حفظ آن ندارد مسلم است که شاعران این ادبیات هم فراموش می شوند و باید سختی های زیادی بکشند تا اثرشان بدست مخاطب برسد.اگر انگیزه ای وجود داشت می توانستیم همایشی سالانه برگزار کنیم و از استانهای مجاور و حتی از شهرهای کلهری زبان عراق هم دعوت کنیم تا نگاهها به سمت کشور خودمان معطوف شود نه اینکه شاعران به شبکه های ماهواره ای پناه ببرند تا اثری از آنها شنیده شود.من خودم بارها شنیده ام که اگر کتابی از یکی از شاعران کلهری زبان چاپ شده چندین شبکه ماهواره های کورد زبان خبر آن را پخش کرده اند اما در استان خودمان ،مسئولان در اوج بی خبری قرار دارند.

با این حال این ادبیات با تمام کج سلیقگی ها و عدم احساس مسئولیت به آن،راه خودش را در پیش گرفته و شاعران خوبی هم در آن عرض اندام می کنند و حرفهای زیادی هم برای گفتن دارند.حال در نظر بگیرید اگر ذره ای حمایت از آن میشد چقدر می توانست مسیرش را پر شتاب تر طی کند.

3-از گذشته شعر کردی در این دیار بگویید؟

من می خواهم این ادعا را داشته باشم که90درصد مردم این دیار شاعرند شما اگر به مراسمات شادی و عزا و  مراسمی چون هوره و مور  و لالایی و...که در زندگی روزمره مردم این دیار پر رنگ است توجه کنید می بینید که فی البداهه برای کسی که فوت کرده یا در وصف کسی که برایش هوره می گویند اشعاری خلق می شود مادران و پدران ما بسیار راحت تک بیتی هایی می گویند که نشان از توانایی آنها در خلق شعر است.آموزه های آیینی یارسان که در800سال پیش بوجود آمده همگی بر اساس شعر سروده شده،خلق شاهنامه کوردی و دیگر سروده های حماسی نشان از ریشه دار بودن شعر در این دیار دارند.

4-چرا فقط شعر پس برای دیگر حوزه ها مانند داستان و نقد و...چه باید کرد؟

شعر آسانترین راه برای حفظ این ادبیات است چون مخاطبان بیشتری دارد اما من هم موافقم که در کنار شعر به دیگر حوزه ها روی بیاوریم متاسفانه خود شاعران هم تا حدودی بی انگیزه شده اند من می بینم که زحمات زیادی کشیده می شود خود شما در سایت بلوط و هفته نامه صدای آزادی کارنامه موفقی دارید.دانشگاه صنعتی کرمانشاه برنامه«هر ماه یک نقد»دارد که یک کتاب کوردی را نقد می کند اما غیر از این چیزی نداریم چون عشق و علاقه روزی به مشکلاتی بر می خورد که ادامه راه را برایت غیر ممکن می سازد و  من و شما در روزنامه نگاری شاهد آن بوده ایم. ایلام وضعیت بهتری نسبت به کرمانشاه دارد و آنجا بسیار فعالتر از اینجا هستند بین شاعران و مسئولین آنجا،همخوانی فرهنگی و دغدغه های مشترکی وجود دارد اما در اینجا ما تنهاییم و بعضی مواقع هم نگاهشان به فعالیتهای ما نگاه مثبتی نیست که این اشتباه بزرگیست.

پیشنهاد من اینست که مطبوعات و دانشگاهها می توانند مجری موفقی برای برگزاری نشستهای نقد و معرفی کتاب باشند.ما حتی یک انجمن مخصوص ادبیات کلهری نداریم و باید این پایگاهها بوجود بیایند.بر خود شما هم این نقد را دارم که با توجه به ارتباط خوبی که با مسئولین فرهنگی دارید چرا نتوانسته اید برای این ادبیات کاری بکنید.

حرف پایانی؟

من نمی توانم از واقعیت بگریزم بنابراین می  دانم  با این روال ،در50سال آینده چیز خاصی بنام زبان کوردی کلهری مگر در روستاهای دور افتاده وجود ندارد مردم حتی نمی خواهند با بچه هایشان کوردی صحبت کنند و وقتی مخاطبی نباشد چی کسی می خواهد آن را ادامه دهد.دارد از طرف همه چه آگاهانه و چه ناآگاهانه اهمال می شود تا یک زبان بمیرد.مردم عامه الگوپذیری می کنند وقتی میبینند زبانی که با آن حرف می زنند هیچ جایگاه رسمی ندارد به زبان دیگر روی می آورند تا مورد تمسخر قرار نگیرند.مگر انرژی من و شما و دیگر دلسوزان این حوزه چقدر است بالاخره ما هم کم می آوریم و این تک فعالیتها هم روزی خاموش می شوند.شک نکنید با این مسیری که مسئولین این استان پیش گرفته اند هیچ اثری از این زبان کهن باقی نمی ماند در حالیکه همه ما می دانیم این خواست این نظام و این کشور نیست.